ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
49
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
يك يك آن به صورت متواتر نباشد مجموعهء آن بر يك موضوع مشترك و واحد دلالت مىكند و آن تصديق به نبوت محمد ( ص ) است و مجموع آن خبرى متواتر را ثابت مىكند . همانگونه كه هر چند هر يك از دليريها و جنگهاى على ( ع ) با شجاعان به صورت جداگانه نقل شده است ، ولى از مجموعهء آن يك خبر متواتر به دست ما مى رسد و آن علم ضرورى ما به شجاعت اوست . همينگونه است آنچه كه دربارهء سخاوت حاتم و بردبارى احنف و معاويه و تيز هوشى اياس و نابسامانى ابو نواس و موارد ديگر آمده است . و مى گويند : همهء اينها را يك طرف بگذاريد ، دربارهء قصيدهء لاميه ابو طالب چه مى گوييد كه شهرت آن همچون شهرت قصيده « قفا نبك » است و اگر روا باشد و بتوان در قصيدهء ابو طالب يا بعضى از ابيات آن شك كرد مى توان و روا خواهد بود كه در قصيدهء « قفا نبك » يا برخى از ابياتش شك كرد . اينك ما بخشى از آن قصيده را مى آوريم : از هر سرزنش كننده كه بر ما به بدى طعنه زند و ياوه سرايى كند به پروردگار خانه كعبه پناه مى برم و از هر تبهكارى كه از ما غيبت كند و در آيين ما آنچه را كه ما قصد آن را نداريم ملحق سازد . سوگند به خانه خدا دروغ پنداشتهايد كه ممكن است بدون آنكه در راه حفظ محمد نيزه بزنيم و جنگ كنيم بر او چيره شوند . او را چندان يارى مى دهيم كه همگى بر زمين افتيم و پسران و همسران خويش را به فراموشى مى سپريم . . . - تا آنجا كه مى گويد - پروردگار بندگان با نصرت خود او را تأييد مى فرمايد و دين حقى را كه باطل نيست ، آشكار مى سازد . در كتابهاى سيره و مغازى نقل شده است كه چون عتبة بن ربيعه يا شيبه در جنگ بدر توانست پاى عبيدة بن حارث بن مطلب را قطع كند ، بلا فاصله على و حمزه به يارى او شتافتند و او را از چنگ عتبه رها كردند و عتبه را كشتند و عبيده را با خود از آوردگاه بيرون آوردند و به سايبانى كه پيامبر ( ص ) زير آن بود بردند و در حضور پيامبر ( ص ) بر زمين نهادند . مغز ساق پاى عبيده بيرون مى ريخت ، در همان حال گفت : اى رسول خدا اگر ابو طالب زنده بود مى دانست كه در اين اشعار خود راست گفته است : به خانهء خدا سوگند به دروغ پنداشتهايد كه بدون آن كه براى حفظ محمد نيزه بزنيم